تبلیغات
سکوت شب - طنز

ZEOS

باز و بستن صفحات جانبی

تبلیغات

نظر سنجی

  • خوشحال میشم نظرتان را درباره مطالب بگید






تبلیغات            

برچسب ها

فتوشاپ  نرم افزار فتوشاپ برای موبایل  نرم افزار  ادامه مطلب  گوشی موبایل  مولودی  جشن نیمه شعبان  عشق  دانلود  امام زمان 

آمار

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • به وبلاگ ما خوش آمدید
    تبلیغات شما در اینجا
    شباهتارسال به دوست
    لطیفه های خانوادگی
    17 اسفند 1388 ساعت 20:28

    می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن

     
    کدومارسال به دوست
    لطیفه های کوتاه
    16 اسفند 1388 ساعت 23:12

    این یکی به اون یکی دوتا انگشت نشون میده، میگه: این چند تاست؟

    اون یکی میگه: کدوم یکی!؟

     
    احتیاط . ترسارسال به دوست
    نکته های با مزه وحکمت آموز
    16 اسفند 1388 ساعت 23:11

    توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟

    سرباز میگه: وقتی یک فرمانده عقب نشینی کنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه!
     

     
    مزاح جالب نبی و وصیارسال به دوست
    نکته های با مزه وحکمت آموز
    11 اسفند 1388 ساعت 19:28

    «نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.»

    ادامه مطلب...
     
    زنارسال به دوست
    لطیفه های سیاسی
    01 اسفند 1388 ساعت 20:00

    یارو تو انتخابات كاندید میشه، بعد كه رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یكی می‌خوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یك زنه دیگه هم وسطه!

     
    دعواارسال به دوست
    لطیفه های خانوادگی
    22 بهمن 1388 ساعت 01:46

    زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
    زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
     

     
    هواپیماارسال به دوست
    لطیفه های کودکانه
    22 بهمن 1388 ساعت 01:44

    معلم: کی می دونه چرا هواپیما، پروانه داره؟
    بهرام: آقا اجازه، برای اینکه خلبان عرق نکنه!
    معلم: از کجا فهمیدی؟
    بهرام: آقا اجازه، یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا میکردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!!!

     
    سیگارارسال به دوست
    لطیفه های پزشکی
    22 بهمن 1388 ساعت 01:42

    اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
    دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
    اولی: نه حالا دیگه کار نمیکنم

     
    ماشینارسال به دوست
    نکته های با مزه وحکمت آموز
    22 بهمن 1388 ساعت 01:41

    اولی: از ماشینت راضی هستی؟
    دومی: مكانیكم خیلی راضیه!!!